بنا داشتم برای بیان احساسم واژههایی بیابم؛ برای غمی که در ظلمت و خلوتِ اتاق، آهسته در جانم ریشه دوانده است اما نوای این موسیقی، رساتر از هر واژهای، حالِ این شب و آنچه در خاموشیِ دلم میگذرد را به تصویر میکشد. پس دیگر چه اهمیتی دارد آدمها بدانند از چه غمگینم، یا چه چیزی اشک را به چشمهایم آورده؟
گاهی نمیشود.حس را بیان کرد .یعنی کلمات عاجزند از گفتن در دنیای زیبای بی کلام نوا جار میزند. از عمق درون واهمیتش خعیلی برای اهل دل شنیدنی ست..وقابل درک Taha.t