چند خطی در باب بزرگسالی اینکه داوطلبانه ، مشتاقانه و با شکیبایی ظرف ها را می شویم و یک به یک خشک میکنم .اینکه برای فرار از فکر و خیال بیهوده همین طور اجاق گاز را کف میزنم و زمین را دستمال میکشم و به این فکر میکنم که کدام برند شوینده بهتر است.
اینکه همه خستگی و ناراحتی و غمم را رها میکنم و با دست هایم تِی و فرچه میکشم فرش ها را و پا میزنم پتو ها را تا تمیز شوند .اینکه به جای اینکه از تنهایی به آدم ها پناه ببرم خلوت و سکوت و فکر کردن و نوشتن را ترجیح میدهم.
اینکه بدون در نظر گرفتن فکر های دیگران ابروهایم را نمیگیرم ، به جای کرم پودر فقط ضدآفتاب میزنم ، احساساتم را می نویسم و به اشتراک میگذارم. اینکه از عبور نور خورشید از پنجره ، بوی شربت بیدمشک ، ورق زدن کتاب ، بافتنی کردن احساس ذوق و شعف دارم .
اینکه به جای زجر کشیدن و عذاب کشیدن درس میخوانم و برایم لذت بخش و آرام بخش است .اینکه خوردن مکمل و زدن کرم مرطوب کننده به دست هایم از حرف های آدم های مجازی اهمیت بیشتری دارد .اینکه با خستگی ادامه میدهم. اینکه می ترسم ولی ادامه میدهم. اینکه در آشفتگی و پریشانی ادامه میدهم .
19:11 - 5 May 2026