مپرس حال مرا! روزگار یارم نیستجهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیستنهال بودم و در حسرت بهار! ولیدرخت می شوم و شوق برگ و بارم نیستبه این نتیجه رسیدم که سجده کردن من به جز مبارزه با آفریدگارم نیستمرا ز عشق مگویید، عشق گمشده ای استکه هر چه هست ندارم! که هر چه دارم نیستفاضل
15:18 - 27 April 2026