تنگهٔ هرمز در طول تاریخ ایران تنها یک گذرگاه جغرافیایی نبوده، بلکه در روایتهای تاریخی و ادبی نیز بازتاب یافته است. در شاهنامهٔ فردوسی، اگرچه نام «تنگهٔ هرمز» بهصورت مستقیم کمتر آمده، اما بارها از دریای پارس، سواحل جنوبی ایران و سرزمینهای مکران و عمان یاد میشود. در داستانهای مربوط به پادشاهانی چون کیخسرو، فریدون و اسکندر، مرزهای جنوبی ایران و راههای دریایی آن بخشی از قلمرو و حوزهٔ نفوذ ایران معرفی شدهاند. این اشارهها نشان میدهد که در حافظهٔ تاریخی ایرانیان، دریای فارس و مسیرهای آن که تنگهٔ هرمز دروازهٔ اصلی آن است جزئی از جغرافیای سیاسی ایران به شمار میرفته است.از سوی دیگر، در دورهٔ هخامنشیان شواهد تاریخی و باستانشناختی نیز به اهمیت این منطقه اشاره دارند. سنگنوشتهها و منابع یونانی مانند آثار هرودوت نشان میدهند که هخامنشیان برای کنترل راههای دریایی خلیج فارس و مسیرهای تجاری به هند اهمیت زیادی قائل بودند. ناوگان دریایی و شبکهٔ بنادر در سواحل جنوبی ایران باعث میشد که ایران بتواند بر گذرگاههایی مانند تنگهٔ هرمز نظارت داشته باشد و تجارت دریایی میان شرق و غرب را مدیریت کند.در نتیجه، میتوان گفت که شاهنامه بهعنوان بازتابی از حافظهٔ تاریخی و فرهنگی ایرانیان و منابع تاریخی دورهٔ هخامنشی هر دو بر اهمیت سواحل و دریاهای جنوبی ایران تأکید دارند. این پیوند میان روایتهای حماسی و دادههای تاریخی نشان میدهد که منطقهٔ خلیج فارس و گذرگاه هرمز از دیرباز در تصور جغرافیایی و قدرت سیاسی ایران جایگاهی مهم داشته است.
14:20 - 15 May 2026