بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد…ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد!کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن!یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس میدن…سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه…یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه…

@Hamed2023 April 2026در دل شبهای تار و بیکران بیمناهی، آنگاه که دستهای نیاز سوخته و بی پناه به زبونی خاک برمیخیزد، او نزدیکتر از رگ جید است؛ و من، من که غباری بیش نیستم بر آستان بینهایت، چگونه جرأت سرپیچی از فرمان او را به دل راه دهم، در حالی که هر نفسم پلی است میان نیستی و بودن، و هر خواسته اش قندیل نوری است به سوی اوج
@Hamed2030 March 2026میدانی تنها نفسی که آه من را میخواند تو بودیو تنها قلبی که سکوت تو را میشناسد مال من استدیگران چه میدانند از این زبان شکستهای که فقط ما میفهمیمآنها میبینند دو درخت خمیده راما میدانیم توفان مشترکی را از سر گذراندیمبگذار حرف بزنندما دو قاصدک در یک بادیممقصدمان را فقط باد میداندو ما
@Hamed2027 March 2026آن زمان که در کوچه پس کوچه های تاريک زندگی ات تک ستاره ای فانوس راهت نيست،آن زمان که هيچ کس صدای فرياد های بی صدايت را نمی شنود،آن زمان که هيچ کس تو را حس نمی کند و آن زمان که هم زبان تو همدل ديگری است،تنهايی را با تمام وجود حس می کنی.بدان خدایی همین نزدیکیست پای ان کاج بلند.