بطری پیدا کرد و گذاشت زیر تختش. این دیگه برا چیه؟! نیمه شب بطری رو بر میداشت و با آب داخلش وضو میگرفت.میگفت: ممکنه نصف شب بیدار بشم، شیطان توی وجودم بره و نذاره برم توی سرما وضو بگیرم.میخوام بهونه نداشته باشم که نماز شبم رو از دست بدم..♥️شهید مسعود شعر بافچی، فرمانده گردان حضرت ابوالفضل (ع)