قلم ها بالا ! 🖋📜
@HiddeNGalaXy2 May 2026او را در آغوش کشیدم انگار پنبه های صورتی مرا نوازش میکردند تنم را به عطر بهشت آغشته کرد و گونه هایش !سرخ سرخ به طراوت غنچه های رز .چقدر تو محشری آلبالوی شیرین من !برای دخترک چشم به جهان نگشوده ام 🩷🎀
@Irane_ghavi2 May 2026Replying toنهال کوچکی بیش نبودو من پیشاپیش نمیدانستم وقتی درخت شد و میوه داد، ثمرهاش چه خواهد بود.ماهها گذشت و نهال کوچک، درخت شد، شکوفه داد و بهبار نشست و برای اولین بار آلبالوها همچون گوشواره از گوشهگوشهٔ درخت آویزان شدند و امروز همهٔ همسایهها گوش به زنگاند تا از "آلبالوی شیرین من" بهره ببرند...🍒
@noon_mim863 May 2026Replying toوقتی وارد شد، صدای ظریفی در دلم تکان خورد.انگار آلبالوی شیرینی روی روسری سفید بغلتد…همانقدر ساده، همانقدر جاندار.بویش مثل نسیمِ باغِ قدیمی پیچید،و من، بیهیچ پرسشی، فهمیدم باید حواسم را جمع نگاهش کنم.چیزی در چشمانش بود شبیهِ خرداد؛تر و تازه، بیقرار، و کوتاهمدت.