-❀✍️رشوند ﴿ #حوصلهی_بحر ﴾گویا نفست نسیمِ صبح استزلفِ سیهت حریمِ صبح استصبح است و دلم فدای رویترویت شـده مبتلای مویتمویت به کمندِ آسمانیدارد چه اسـیرِ بیزبانیبا نغمهی خوش به چنگ داردجـانـی کـه دلِ ترنگ داردبا خنجــرِ ابروانت ای مستزخمی بنشان به غافل از دست هـر تار ز زلفِ خوشـنوازتشرحی بدهد ز سوزِ سازتشوری که به قصدِ دلرباییآغشته شده به هر نواییاز گرمـیِ هـر نوازشِ شعرباریده هوس ز خواهشِ شعراز رامـشِ دل به هر ترانهصد شعله ز جان کشد زبانهدل، والهی رویِ لالـه زارتاشکی شده رویِ گلعذارت
از بیخبـری دلم به جـان استچشمم به ره و تنم خزان استعمری است که دل ز جان رمیدهجـانم ز پیاش چه خوش خزیدهامّـیـدِ وصـالِ تو خیالی استبوسیدنِ لعلِ تو چه حالی استروز و شبِ عاشقانِ مدهوشفرقـی نکـند ز شوقِ آغوشالطافِ نهـان و آشـکاراشوری بدمد ز دور ما را۱۴٠۳/٠۸/۱۸
00:38 - 9 November 2024