میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraخواهم که دلم به دیگری میل کند من خواهم و دل نخواهد ای جان چه کنم؟110431
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردقصهی عشق مگر بی تو شنیدن دارد ؟110521
میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraچشم ویرانگر تو قلب مرا ریخت به همقلبم از دست تو آزار شود هم خوب است210752
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2دنیا همه شعر است به چشمم، اماشعری که تکان داد مرا، چشم تو بود...320963
میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraشبی همراه این اندوه جانکاه مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.نه چون من های و هوی شاعری داشت ولی شعر مجسّم چشم او بود!120961
میورش@Hunter26dبه هر لبخند یک «حافظ» غزل داشت به هر گفتار یک «سعدی» سخن بود.من از آن شب خموشی پیشه کردم که شعر او خدای شعر من بود!110911
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2تو آن شعری که من جایی نمیخوانم، که میترسمبه جانت چشم زخم آید چو میگویند تحسینم!110751
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraپیش چشمت خطاست شعر قشنگ چشمت از شعر من قشنگتر است!من چه گویم که در پسند آید؟ دلم از این غروب تنگ تر است!110671
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2دلم تنگ است و دستم از تو کوتاه خودت را جای من امشب بغل کن...110681
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraدستم نمیرسد که در آغوش گیرمتای ماه با که دست در آغوش می کنی110711
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی ست ، چه باشی چه نباشی...120791
بیگانه@yegirara4dReplying to @Hunter2من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شدماه من! بس کن ندیدن های بی اندازه را دل فرو می ریزد و تنها تماشا می کنممثل سربازی سقوط آخرین دروازه را ...210312