بیگانه@yegirara7dReplying to @Hunter2دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنمقصد دارم تا ابد چون راز پنهانش کنم...110651
میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraعشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم؟دردی که ز حد گذشت درمان چه کنم؟220662
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2خواستی دلتنگیام را در دلم پنهان کنم!عاشق و انکار دلتنگی؟مسلمان و دروغ؟210492
میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraآدم از عشق تو بیمار شود هم خوب استزلف تو حلقه شود دار شود هم خوب است110611
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2ای کاش دلم اسیر و بیمار نبوددر بند نگاه تو گرفتار نبودمن عاشق و تو ز عشق من بی خبری ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود...220672
میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraحال خود را چو به حال دگران سنجیدمکمترین درد من از درد همه بیش آمد110431
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2هرکه دردی نکشد لایق مرهم نشود...110461
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraدوای درد درمان سوز این دیوانه دست توستبغل نه بوسه نه حتی کمی از بوت هم کافی ست110481
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2من پزشکی خواندهام درد تو را میدانمش ،فاصله داری ز آغوشم،که تب دارد تنت...120451
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraحال من حال مریضیست که در کشتن اودرد و درمان و طبیبش همه همدست شدند…110371
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2دردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هم...110391
بیگانه@yegirara4dReplying to @Hunter2بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدمنامحرم من! محرمی و کار تمام است...120351