منکِ در نیاوردم سر از کار!بی جهت گشتم تو چرخِ دوار ...🌀وسطِ آغوشِ دو پرستار چوبِ حق خوردمو خاکِ ادوارغنچهٔ یخم تو قلب سرما❄️شعلهٔ خشمم به کاخ ارباب 🌋پیِ پروازم بی بلندا...🕊️بی کموُ کاستوُ بیموُ بَلوامثلِ رازم تو دلِ معما فاشِ من، مرگِ تو حل شدنها...🕳️