دیگه کمکم داره پارچه مشکیهایی که به دیوار زدیم ، «آفتابسوخته» و «رنگ و رو رفته» میشه! کمکم باد و بارون کج و کولهشون کرده! بعضیام که رد میشن با یه لحن خاصی میگن: اینارو بِکَنید دیگه!
کمکم فیلمهای طنز اکران میشه! هیئتها هم کمکم جشن میگیرن! لباس مشکیها هم کمکم از تن در میاد! کمکم زندگی به روال عادی خودش برمیگرده!
اگر به شما باشه - آقای مهربون - به خدا به همین راضی هستی. همینکه مردم همه چیزو فراموش کنن و برن سراغ زندگی در رفاه خودشون. امّا کیه که داغ شما توی دلش مثل سحر دهم ماه رمضان ، هنوز تازه باشه؟ کیه که دنیای بعد از «آقا سید علی آقا» دیگه براش دنیا نباشه؟
خیلی دلم برات تنگ میشهعَلَیٰ الْدُنیٰا بَعْدَکَ العَفیٰ عزیزم
09:46 - 29 اردیبهشت 1405