وقتی با جماعتی که همه حافظ قرآن هستن و آب و نون شبشون غیبت و تهمت بود زندگی کنی میفهمی که جز حسین همه نامردن.
Replying toشبی کمیل بن زیاد و امیرالمؤمنین درحال برگشتن از مسجد کوفه بودن...کمیل میشنوه که یکی داره با صدای بسیار خوش قرآن میخونه.درودی تو دل خودش بهش فرستاد که این موقع شب بیداره و با صوت خوش قرآن میخونه که امام علی بدون اینکه چیزی از کمیل بشنوه گفت هیچوقت نگذار مقدس مآبها با نغمه و ظاهر خوش تو رو گول ب…Show more
Replying toآره ولی کمیل فقط رد شد و رفت من ۵ ماه توی خوابگاه باهاشون زندگی کردم درسته چقدر داستان زیبایی رو برام تعریف کردید ممنون از وقتی ک گذاشتید .
Replying toاز اونجایی ک زورم بهشون نرسید و نمیرسه حواله میکنم به ابلفضل .