و اتفاقی که امشب تو حرم منو کشتمنو لِه کردمنو خراب کردمنو ساختمنو بیچاره کاردرفتم دستم گذاشتم رو شونشگفتم: قربونت برم که اشک میریزیوسط اشکاش خندید و گفت ممنوووونم ازتونگفتم حالت خوبه داداشم:گفت: آرههههگفتم پس برام دعا کن آره داداشم دعا کن که خیلی محتاج این دعاتم.گفت:چشم😭
00:53 - 3 شهریور 1404