#اینترنت #internet من میتوانم برقصم – اما نمیرقصم!من میتوانم بخوانم – اما نمیخوانم!من میتوانم بخوانم (مطالعه کنم)، اما اشکها در چشمانم آنقدر تیز و سوزاناند!پس فکر میکنم: «این هیچ فایدهای ندارد!»و چند کلمه روی کاغذ مینویسماین کلمات را بعداً در شب در خواب میبینم –چیزهایی که نباید! متن آهنگ #اینترنتIch kann tanzen – doch ich tanze nicht!Ich kann singen – doch ich singe nicht!Ich kann lesen, doch die Tränen in den Augen sind so scharf!Also denk' ich: "Das hat keinen Sinn!"Und ich schreibe ein paar Worte hinDiese Worte träum' ich später in der Nacht –Was man nicht darf! Show this thread
من میتوانم بمیرم – اما نمیمیرم!من میتوانم زندگی کنم – اما زندگی نمیکنم!من میتوانم بروم، اما پاهایم از این همه راه رفتن خیلی سست شدهاند!پس از گذشته حرف میزنمو چیزی شبیه به ابدیت را حس میکنم –این حس، آخرین چیزی است که دارمو تنها چیزی است که میتوانم انجام دهم!
بیرون –همهچیز در بیرون است –همهچیز از بیرون میآیدفقط شرّ در درون، سنگ شده و باقی میماند!کشتن –یکبار کسی را کشتن –چه بر سرم آمدهکه این واژه برایم اینقدر انسانی و قابلقبول به نظر میرسد؟
من میتوانم گریه کنم – اما گریه نمیکنم!من میتوانم فریاد بزنم – اما فریاد نمیزنم!و حتی دیگر نمیپرسم که پاسخ چه بوده است!چون از وقتی که قلبم شکستدر سکوت، در تاریکی نشستهامو خورشید بر همهچیز میتابد – هر روز و هر سال!و خورشید بر همهچیز میتابد – هر روز و هر سال!
16:42 - 8 April 2026