صدای پای او را می شناسم 👣زود می آید سراغ منچراغ راهرو خاموش و روشن میشود گاهیوجودم را گرفته اضطراب و ترس در اندام من انداخت لرزهروی پیشانی عرق دارم 😥صدای پای او را می شناسمزود می آید سراغ منسلاحش مثل نیش مار می ماند 🐍ولی زهری ندارد آنمداوا می کند من را 🤧صدایم کرد خوابی یا که بیداری
و من گفتمکه من خوابم 😴صدای خنده هایش در فضا پیچید و سرتاپای من لرزید 😰کشید از جیب خود بیرون سلاحش را و من جیغی کشیدم که نمی خواهمو جنگیدیم ما باهم 😱به دور دست من می بست یک کش و فرو می رفت سوزن توی دست من چونان ترکش 💉😵💫و زد چسبی به روی آن و گفتش خوب هستی هان؟ 🩹🤒
14:32 - 27 October 2025