به سراغ دیگران میروم هر که را تجربه میکنم میبینم که روز خوشی نداشته و یا پس از دوره ای از خوشی ها، در پای دیوار رنج ها نشسته؛ حالا میخواهد فرعون دیروز باشد و یا طاغوت امروز و می خواهد قارون مغرور باشد و یا ثروتمند فوقِ حکومت امروز ....که همه در چرخه تحول گرفتار هستند و با وقوف مرگ دست به گریبان...
آیا می شود بار سنگین رنج های زندگی را بخاطر طعم یک گیلاس متحمل شد ؟! چه گیلاس هایی که در گلو گیر کردند و شیرینیش آدم ها رو زمین گیر کرد :(چه گیلاس های دندان گیری که هسته هاش رفت زیر دندان و دندان شکن شدند :(واقعا این لذت های ناتوانِ زائل شدنی زورشون میرسه معنای زندگی رو متولد کنند ؟!8 MB
