‍ دیدم...صخره ای گریه می کرددلش سنگ بود.....چشمانش نا بینا...گوشهایش نا شنوا...لبانش خشک...درونش نادانی موج می زداما ...باد...عشق را در آن حوالی تنبور می زددرون قلب ما برای ایران عشق را تنبور می زند#مهدی_زینی
12:35 - 19 June 2025