This post was deleted by the post author.
کِی گفتمت از کوی من، با دیدهی گریان بروچون گل به بزم عاشقان، خندان بیا، خندان بروهرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز منگر مهربان خواهی مرا، حیران بیا، حیران برودر پای عشقم جان بده، جان چیست؟ بیش از آن بدهگر بندهی فرمانبری، از جان پی فرمان بروامشب چو شمع روشنم، سر میکِشد جان از تنمShow this thread