صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟دل دیوانه از آن شد که نصیحت شِنَوَدمگرش هم ز سرِ زلفِ تو زنجیر کنمآن چه در مدتِ هِجرِ تو کشیدم هیهاتدر یکی نامه محال است که تَحریر کنمبا سرِ زلفِ تو مجموعِ پریشانی خود…Show more
شکوفا شومثل سبز شدن جوانه ای در میان سفیدی دانه های برفو هر آن گاه که برگ هایت زرد شدتکیه کن آرام و رها کن زردی ها راو از کمترین نور ها امید بگیرحتی اگر شب بود و سیاهی...و صبر کن!صبری مانندِ صبر سَرو برای به ثمر نشستن شاخه هایش...…Show more