📌 وقتی مدیریت بحران به مدیریت سکوت تبدیل میشود
در روزهایی که فضای سیاسی کشور دوباره از تقابل میان جریانهای سیاسی داغ شده، سخنان اخیر حمید بعیدینژاد درباره دوران دبیری سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی، بار دیگر پرسشی جدی را مطرح کرده است:🔹 مدیریت مسئولیت در نظام تصمیمگیری کشور چگونه باید باشد؟
از دیدگاه مدیریتی و حکمرانی کلان، این اتفاق تنها یک بحث تاریخی یا جناحی نیست، بلکه نمونهای روشن از ضعف در مدیریت ارتباطات بحرانی و پاسخگویی در نظام سیاسی است.🔸 در مدیریت بحران، سکوت طولانی در برابر ابهامات میتواند از خود بحران خطرناکتر باشد.
زمانی که روایتهای متضاد بدون پاسخ رسمی در افکار عمومی رها شوند، فضای ذهنی جامعه دچار بیاعتمادی، تردید و شکاف میشود.
🔸 یکی از اصول حکمرانی اثربخش، مدیریت حافظه تاریخی سازمانی است.اگر مدیران، چه در سطوح اجرایی و چه در سطوح امنیتی، در زمان لازم شفافسازی نکنند، روایتهای جایگزین (چه واقعی، چه تحریفشده) به تدریج اعتبار نهاد را تضعیف میکنند.
🔸 از سوی دیگر، جریانهای سیاسی نیز باید بیاموزند که «پاسخگویی» با «ترور شخصیت» تفاوت دارد.در فضای مدیریتی سالم، انتقاد باید بر مبنای داده، عملکرد و تحلیل باشد، نه تخریب و حذف. این فرهنگ گفتوگوست که پایهی مدیریت یادگیرنده و پیشرو را در کشور شکل میدهد.
🔹 امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند اخلاق مدیریتی در سیاست است؛ اخلاقی که مسئولیتپذیری را جایگزین مصلحتسنجی سکوت کند و گفتوگو را بر تخریب ترجیح دهد.
15:23 - 5 October 2025