گذر تک تک این ثانیه های عمرمبه قدیمی شدن نوکریت می ارزد...

@Maslak6 July 2024گذر تک تک این ثانیه های عمرمبه قدیمی شدن نوکریت می ارزد...
@Maslak23 June 2024ایمان ما نتیجه لبخند مرتضی استبا زور تیغ میل هدایت نداشتیم
@Maslak22 May 20243سرسلامتیهای همسایهها. آقا حواسش هست ابراهیم. مراقب است که توی دل ما خالی نشود. بچهها را بغل میکند. به آدمبزرگها میگوید هیچنگران نباشید. خللی پیش نمیآید. سکنات او آراممان میکند. ابراهیم تو توی دامن کوهها گم شدی، و ما تکیه بر کوهی دادهایم این داغ را. حالمان خوب است، کوهمان استوار هنوز
@Maslak22 May 20242اما بغض نکرد ابراهیم. در تکرار دوم و سوم هم همه مویه سر دادند. میلیونها گریه بلند، برای شنیده نشدن یک بغض آرام؛ آقا اما بغض نکرد ابراهیم. هیچ شانههایش نلرزید. کوه انگار. مشکی هم نپوشید حتی. و بر تابوت شما کمر خم نکرد حتی برای بوسهای یا فاتحهای. رفت و توی دفتر شخصیاش نشست به دیدارهای سران ...
@Maslak22 May 20241همه نگران بغض دم «اللهم انا لانعلم منهم الا خیرا»ی آقا بودند ابراهیم. همه نگران بودند. همه از دیشب میگفتند دعاکنید آقا سرنماز بغض نکند یکهو. در لحظه این فراز، همه بلند گریه کردند، تمام صفهای قامت بسته پشت شانههای آقا. صفهای توی خیابان. همه بلند گریه کردند که بغض آقا توی صدای جمعیت گم شود. آقا
@Maslak20 May 2024حالا یه چیزی بگم؟؟اقای رییسی تو این سه سال تلاششون رو کردن دمشون گرماما این خیلی بده تازه بعد رفتن ایشون ما داریم کار هاشون رو میگیمدستاورداشون رو میگیمزحمت هاشون رو میگیماینطور که تازه بعد شهادتشون میگیم حیف چقدر رییس جمهور خوبی بودکاش عبرت بشه...
@Maslak19 May 2024حتی فرشته ای که به پابوس آمدهانگار بین رفتن و ماندن مردد استاینجا مدینه نیست نه اینجا مدینه نیستپس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟!حتی اگر به آخر خط هم رسیده ایاینجا برای عشق، شروعی مجدد استجایی که آسمان به زمین وصل می شودجایی که بین عالم و آدم زبانزداست هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید
@Maslak19 May 2024سر می گذارد رویِ خاکِ صحنِ گوهرشادهرکس برای گریه کردن شانه کم دارد
@Maslak19 May 2024گاه و بی گاه آمدن ، یا گاه گاهی آمدنهیچکس نشنیده از دربان اینجا « شاه نیست