این تصویر فقط یه صحنه فانتزی شیطانی نیست؛داره ریشه فکری یه جنس خاص از قدرتطلبها رو نشون میده:همونهایی که قرنهاست با اسمهای مختلف، یه کار ثابت میکنن؛انسان قربانی میکنن برای قدرت.قدیما اسمش بعل بود،خدای جنگ و خون و قربانیِ بچهها.امروز اسمش عوض شده: منافع ملی،امنیت،نظم جهانی و...ولی منطق همونه:یه عده بالای تخت میشینن، بعد میگن برای بقای ما لازمه یه نسل زیر تیغ بره؛یه عده بمیرن، یه عده گرسنه بشن، یه عده تو جنگ تکهتکه بشن، یه عده پشت دیوار تحریم و قطع اینترنت خفه بشن.فرق اینا با مردم عادی چیه؟ این آدمها واقعاً تو ذهنشون فکر میکنن انسان یه چیزی تو حد سوختِ موتور قدرته.دقیقاً مثل آیینهای بعل که بچه رو میذاشتن رو آتیش تا خدای جنگ راضی بشه، اینا هم بچههای امروز رو میذارن وسط جنگ و فقر و قحطی تا خدای قدرتشون ازشون راضی بمونه.جنگ راه میندازن، بعد میگن «هزینه لازمه». تحریم میذارن، میگن «ابزار فشار سیاسیه».هر بار هم همون قصهست: یه قربانی جدید روی میز، یه مشت تصمیمگیر بالاسرِش، و یه خدای نامرئی قدرت که باید هر روز با خون تازه راضی بشه.این تصویر دقیقا مغزِ خرابشون رو لُخت کرده:بالای صحنه، نماد قدرت و بعل؛دو طرفش، آدمهایی که دست تو دست این هیولا میدن تا سهمشون از قدرت حفظ بشه؛ وسط، بدنِ بیدفاع انسان، بیزبان، تبدیل شده به «ابزار» معامله.
تُف به این تفکر که از زمان بعل تا امروز فقط اسمها رو عوض کرده، ولی جوهرهاش همونه: قربانی کردن آدمها برای حفظ تخت. اینا با ما مشکل شخصی ندارن؛ اصلاً ما رو «آدم» حساب نمیکنن. ما براشون عددیم، آماریم، «هزینه جانبی»ایم؛ لازم باشه شهر، نسل، کشور رو آتیش میزنن که بتونن چند صباح دیگه کنار خدای قدرتشون زنده بمونن. حقیقت تلخ اینه: تا وقتی این نوع فکر — این آیین قربانیکردنِ انسانی برای قدرت — تو سیاست حاکمه، اسمش هرچی باشه، دموکراسی و امنیت و حقوق بشر فقط نقش دکور معبد بعل رو بازی میکنه.سؤال آخر اینه: ما تا کی میخوایم نقش قربانیِ ساکت روی این میز رو بازی کنیم، و چه زمانی قراره بفهمیم این «خدایان قدرت» چیزی جز همون بتهای خونخوار قدیمی با کتوشلوار مدرن نیستن؟
15:11 - 13 May 2026