نمیدونم تا حالا شده حس کنید مرگ خیلی بتون نزدیک شده؟امشب برای من از اون شبا بود، سعی کردم عادی جلوه کنه اما عادی نبود گذاشتم یه دل سیر برای خودم گریه کنم.یکم که سرعت اشکام کم شد، آمدمسراغ بشقاب مینام...اگه صبح بیدار نشدم این ظروف نصفه نیمه میموونن؟
کم کم ترس افتادن اشکام روی بشقاب و خراب شدنش اشکم رو بند آورد، یاد تابلو فرش نصفه مامان افتادمآبجی میخواست بده یه بافنده تمومش کنه ولی بابا نذاشت دار قالی مامان از خونه بیرون برهخنده داره اما به این فکر میکنم اگه بمیرم این ظروف نصفه نقاشی شده چی به سرشون میاد...خسته امخیلی از زندگی خسته ام...
22:14 - 31 May 2026