-من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم.هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود .کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد .هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .من به اندازه ء یک ابر دلم می گیردوقتی از پنجره می بینم دختر بالغ همسایه پای کمیاب ترین نارون روی زمینفقه می خواند (سهراب سپهری)
20:53 - 27 May 2026