تمام شد...باری که یک عمر بر شانه‌های زخمی‌ات سنگینی می‌کرد، بالاخره زمین گذاشته شد. چشمان خسته‌ات را بستی و خاک را به آغوش کشیدی تا در پناه امن پروردگارت آرام بگیری؛ آرامشی که سال‌ها از تو دریغ شد
تمـام شد آقا... تمام شد آن روزهایی که از دوست و دشمن، تیرهای طعنه و زخم‌زبان به سویت روانه می‌شد و تو با لبخندی تلخ، خونِ دل می‌خوردی . تمام شد آن صبوری‌های غریبانه پای بی‌تدبیری و نافرمانیِ مدیرانی که پشت نام تو پنهان می‌شدند، اما بارِ کم‌کاری‌شان را تو با آبروی خود به دوش می‌کشیدی.
تمام شد غصه‌ی شب‌هایی که در میان بی‌بصیرتی‌ها، فریادِ «أین عمار» سر می‌دادی..بخواب رهبر شهیدم...بخواب که دیگر نه طعنه‌ای هست، نه نافرمانی مصلحت‌اندیشانی و نه غربتِ بی‌امانی.
اما در این روز یتیمی، سر از پا نمی‌شناسیم و در محضر پیکر مطهرت عهد می‌بندیم که تا آخرین قطره‌ی خون، پای فرزندت بمانیم و نگذاریم علم این انقلاب بر زمین بماند. خداحافظ علمدار صبور.
02:08 - 10 July 2026

1 Reactions
692 Views