قیاس «محدودیت اینترنت» با «مرگ انسانها» نهفقط اشتباه، که توهینآمیز است.هیچ عقل سالمی دردِ از دسترفتن انسانها را با یک تصمیم مدیریتیِ قابللغو قاطی نمیکند؛ مگر وقتی هیچ استدلال واقعی برای محدودسازی وجود نداشته باشد و تنها راه، بازی با احساسات باشد.این حرف دقیقاً مثل این است که بگویی:
نمیشود نظامیهای باغیرت ما به درستی و با دقت تنگهٔ هرمز و مرزهای آبی و خاکی و آسمان #ایران را به روی رژیمهای متخاصم و تروریستی آمریکا و اسرائیل ببندند و دولت ما فضای مجازی و جغرافیای سایبری #ایران را در اختیار همان رژیمها قرار دهد.فضای مجازی بههیچوجه نباید به حالت قبل برگردد؛ همانطور که #امام…
«چون یک نفر جانش را از دست داده، پس حقِ مردم برای داشتن ابزار ارتباطی و پیشرفت باید خراب بماند.»این نه احترام به جان از دسترفته است و نه دغدغهٔ امنیت؛فقط یک فرار رو به جلو با سوءاستفاده از عاطفهٔ مردم است.مرگ انسانها «اجبار واقعیت» است؛قطعکردن اینترنت «انتخاب غلط» است.
یکی تقدّس دارد، دیگری فقط یک تصمیم اشتباه که با یک امضا درست میشود.مشکل این نیست که اینترنت به حالت قبل برمیگردد یا نه؛مشکل این است که برخیها هنوز فکر میکنند مردم حرف بیمنطق را قورت میدهند، اگر لای آن چند واژه احساسی بپیچندشمایی که سواره هستید قطعا از درد پیاده نظام خبر نخواهید داشت!