من ساعت ۵ سحر روز دهم رمضان هزار و چهارصد و چهار ، بزرگترین ترسم را زندگی کردم؛ همانجایی که نوشتند انا لله و انا الیه راجعون .و بعد از آن دیگر ترسی از چیزی ندارم من با شیاطین اپستین پدر کشتگی دارم 😡 و تا آنها به خاکستر بدل نشوند ،آرام نمیگریم و دشمنم با هر آنکس که با این شیاطین از در صلح وارد شود