سالها از ساخت سریال مختارنامه میگذرد، اما برخی دیالوگهای آن چنان با واقعیتهای امروز جامعه پیوند خوردهاند که گویی برای همین روزها نوشته شدهاند.شاید راز ماندگاری این دیالوگ در آن باشد که یک آسیب تاریخی را روایت میکند؛ آسیبی که محدود به یک دوره یا یک جریان خاص نیستهمواره کسانی بودهاند که خود را معیار مطلق حق دانستهاند و هر صدای متفاوتی را با برچسب، تخریب و توهین پاسخ دادهاند.این روزها نیز پس از تحولات اخیر و شکلگیری تفاهم میان ایران و آمریکا، بار دیگر شاهد همان صداهای آشنا هستیم؛ صداهایی که پیش از آنکه به منافع ملی، شرایط کشور و هزینههای تحمیلشده بر مردم بیندیشند، در پی اثبات درستی مواضع خود هستند.طبیعی است که هر توافقی قابل نقد باشد و هیچ تصمیم سیاسی از دایره بررسی و پرسشگری خارج نیستنقد، حق جامعه و لازمه حکمرانی مطلوب استاما آنچه امروز بیش از هر چیز به کشور آسیب میزند، نقد نیست؛ بلکه تندروی، هیجانزدگی و ناتوانی در درک اقتضائات زمانه است.تجربه تاریخی نشان داده است که افراط و تفریط، هر دو از یک جنساند.هر دو عقلانیت را قربانی میکنند، سرمایه اجتماعی را فرسوده میسازند و چهره دین و ارزشهای انقلابی را مخدوش میکنند. بسیاری از آسیبهایی که در طول تاریخ متوجه دین و جامعه شده، نه از سوی دشمنان آشکار، بلکه از جانب کسانی بوده که خود را تنها سخنگوی حقیقت میپنداشتهاند.شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به همان توصیه مختار نیاز داشته باشیم؛ درک ضرورتهای زمانه، حرکت بر مدار عدالت و پرهیز از افراط و تفریطچرا که آینده کشور را نه فریادهای تند و هیجانی، بلکه عقلانیت، تدبیر و توجه به منافع ملی خواهد ساخت.:::#توافق#ایران#آمریکا#قالیباف#مذاکره