توی مترو، یه پسرِ پررو با یه سلیطه اومده بودیه خانوم کنارشون بود، پسره تمسخر کنان رو به اون خانوم کرد و گفت:این رفیقمون جواب نمیده، شما بگو تا یاد بگیره!خانومه نگاهی بهش کرد و گفت: زود بگو غلط کردم! داشت دعوا میشد که خانومه با شوکر زد بهش و پسره مثل خیار خشک شد!بعدش فهمیدیم اون خانوم... وکیل بوده…Show more