14 May 2026
بعد از چند لیتر اشک و بغضی که توی گلو گیر کرده بود، نه میشد قورتش داد و نه هرچقدر دم ضریح گریه میکردم فرو می‌رفت، یهو یک پیام رو که دیدم کلا بغضه که محو شد هیچی، یک خندهٔ قهقهه مانندی اومد روی لبم که فقط سریع تونستم محل رو ترک کنمفکر کنم ملت به عقلم شک کردن🗿
چقدر جالب که برام اتفاق افتاده
14:45 - 14 May 2026

1 Reactions
35 Views