من تمام عمرم از مشهد متنفر بودم ،فضاش برام سنگین بودمجبور شدم مشهد زندگی کنم و اگه امام رضا جانم نبود دق کرده بودم ، منو از چنان بدبختی های بزرگی نجات داد که حتی نمیتونم اسم ببرم ، رسما شده بابایی که واسه یاد دادن راه رفتن پاهای بچه رو رو پای خودش میزاره ،دستاشو میگیره و راه میره🫠