برادر من حرفی میزنم منطقی باش وقتی ولایت را به شخصی دادند که سرور کشوری بود در خوابش چیزی دید گفتند معبر بیاورید معبران امد هیچکس نتوانست ان را خوب تعبیر کند لیک دو زندانی ازاد شده نزد او بودند اخر رفتند سراغ دوست زندانی ها همان یوسفنکته خداوند در عالمی به پادشاه کشوری سخنی گفتمقام پادشاه و یوسف