اسب سواری مرد چلاقی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست. مرد سوار دلش به حال او سوخت از اسب پیاده شد و او را از جا بلند کرد و روی اسب گذاشت. مرد چلاق وقتی بر اسب سوار شد دهنه اسب را کشید و گفت: اسب را بردم ، و با اسب گریخت!صاحب اسب داد زد : تو ، تنها اسب را نبردی، جوانمردی را هم بردی!
17:37 - 24 April 2026

148 Views


1 Reply

Profile picture of ‌Nima Mohammadi‌
@Nimamohammadi24 April 2026
هرگز به هیچ کس نگو چگونه اسب را به دست آوردی ؛ زیرا می ترسم که دیگر « هیچ سواری » به پیاده ای رحم نکند!