ساعت۹صبح بود که تلفنم زنگ خورد .. درکمال ناباوری شرایط مهیا شده بود برای سفرکربلافردای آن روز در راه نجف بودم و نمیتوانستم باور کنم که مرا لایق دانسته اند.به بازرسی‌آخرکه‌رسیدیم همسفرم با بغضی که درگلو داشت گفت تموم شد..الان گنبد معلوم میشه..و اشک های مدامی که از شوق بودالسلام‌علیک‌یااباعبدالله
00:41 - 11 September 2023