21 اردیبهشت 1405
اگر لذتِ ترک لذتْ بدانی دگر شهوت نفس لذت نخوانی...ز صورت پرستیدنت می‌هراسمکه تا زنده ای ره به معنی ندانی...چنان می‌روی ساکن و خواب در سر که می‌ترسم از کاروان باز مانی...وصیّت همین است جان برادر که اوقات ضایع مکن تا توانی...#سعدی(شعر ها👇🏻)
این قلب ترک خورده‌ ی من بند به مو بودمن عاشق او بودم و او عاشق او بود.
16:45 - 9 خرداد 1405



2 Replies

Profile picture of ‌𝗗𝗮𝘃𝗶𝗱 𝗕𝗲𝗻-𝗚𝘂𝗿𝗶𝗼𝗻‌
@Betametazon9 خرداد 1405
Replying to
کاش میشد عشق را آغاز کردبا هزاران گل یاس آن را ناز کردکاش میشد شیشه غم را شکستدل به دست آورد نه اینکه دل شکست

Profile picture of ‌امیرحسین| ^𝟏𝟑𝟑^‌
@Khademalabas9 خرداد 1405
Replying to
این بغضِ فروخورده به لب،راهِ گلو بودهر شب نگهم خیره به یک پنجره،او بودمن سوختم و خشکیدم،ولی سهمِ من از عشقیک خاطره‌ی دور و دو چشمِ پر از «او» بودگفتم که مگر نامِ مرا زمزمه سازددیدم لبِ او گرمِ دعایِ کسِ او بود