رفته بودیم زیارت توی صحن جامع یه ویلچر خالی بود تا بقیه بچه ها برسن من رفتم نشستم رو ویلچر خستگی در کنم ، وقتی بچه ها رسیدن از رو ویلچر بلند شدم که باهاشون برم یهو دیدم یه جماعتی دارن میدوأن سمت من . یکی از خادما گفت جونت بردار فرار کن بگیرنت لباس تو تنت نمیذارن 😁 فک کرده بودن شفا کرفتم.
15:57 - 28 April 2026