خونه یکی از سم های فامیلمون یه ویدیو قدیمی از رائفی پور دیده بودم، درباره همین قضیه. اون تایم زیاد از تاریخ خبر نداشتم یا اصلا خود رائفی پور نمیشناختم.. هموز اعصابم خورد میشه یادم میادمیگفت مردخای (مشاور ) سر خشایارشا رو کلاه میزاره استر (دختر عموش) رو بهش معرفی میکنه که بیا اینو بگیر ، کسی هم خبر نداشته این دوتا یهودین. ( :/ ).. بعد یه فرمانده فکر میکنم ، به اسم هامان از ارتباط مخفی این دوتا باخبر میشه به خشایار میگه من نمیخوام تهمتی چیزی بزنما اما ملکه با این مردک خیلی دیدار میکنه معلوم نیست موضوع چیه و اون یهودیه ، بعد اونا هم توطئه میچینن که صبح نشده تعداد خیلی زیادی از ایرانیان رو قتل عام میکنن ( :/ )اینجاش میگفت حالا میدونید چه روزی بود؟ ۱۳ فروردین.. برای همینه ۱۳ رو نحس میدونیم.. برای همینه ماها ۱۳ فروردین میریم بیرون پیک نیک، شماها میزنید میرقصید جوجه میزنید اما خبر ندارید که نیاکان و اجداد ما از بعد اون سال ۱۳ فروردین از ترسشون میان بیرون که دوباره کشته نشن (یعنی به خاطر تروماتایز شد ۱۳ بدر میریم بیرون) :/نکبت حتی نوع حرف زدنشم یادمه