📝 حکایت بزرگان | توبه در بینالحرمین و شفای سریع امام حسین (ع)استاد مومنی نقل میکردند: یکی از بستگان ما که زیاد محجوب نبود و به ظواهر دینی اهمیت چندانی نمیداد، در سفری به کربلا، در مسیر بینالحرمین پیش من آمد و با اصرار خواست برایش دعا (برای دیدن ادامه کلیک کنید)👇
کنم. صورتم بدجور لکلک زده بود و هیچ دکتری هم نتوانسته بود درمانش کند.به او گفتم: «من قول میدهم خوب شود، اما یک شرط دارم؛ تو هم قول بده عوض شوی؛ هم تیپ و ظاهرت را اصلاح کنی، حجابت را رعایت کنی، نمازهایت را بخوانی و به پدر و مادرت احترام بگذاری.» او پذیرفت و قول داد. همچنین قول گرفت که هر کاری
کردم، هیچ اعتراضی نکند.در وسط بینالحرمین، به او گفتم روی زمین بنشیند. او که بسیار وسواسی بود، با اکراه نشست. دستانم را خوب به کف بینالحرمین مالیدم و حتی از زائر عبوری خواستم کفشش را بالا بگیرد تا دستم را به کف کفشش بمالم. سپس با آن غبار مقدس، به صورتش کشیدم؛ او کمی اعتراض کرد اما با یادآوری قولش
سکوت کرد. به هتل برگشتیم. نیمهشب با صدای جیغ مادرش سراسیمه بیدار شدم؛ دختر که برای تجدید وضو برخاسته بود، در آینه دیده بود که هیچ اثری از لکهها روی صورتش باقی نمانده است. به او گفتم: «دیدی امام حسین سریع جواب میدهد؟ هم اَسرَع و هم اُوسَع.»🤔 نکته کوتاه: توسل حقیقی همراه با نیت خالصانه برای
07:10 - 19 September 2026