31 May 2026
سراسیمه بلند شد، اشاره کرد به قابی که کمی عقب‌تر روی طاقچه بود. از دین و مذهبش اطلاعی نداشتم. نمی‌دانستم چه می‌خواهد بگوید اما انتظار هر واکنشی را داشتم...چشمانش باریک شد و نمناک. ابراز ارادت کرد. رو به من کرد. زبانش را بلد نبودم، از لحن صحبتش و به هم چسباندن دستانش متوجه شدم دارد تشکر می‌کند. متر…Show more
دل هرکسی ، به کسی خوش وبه تو دلخوشم ، اسدللَّها . .#مهمان_علی
15:43 - 31 May 2026