مامان می‌گفت: گلستان شهدا با مامان یکی از شهیدا دوست شده، (از تعاریف اغراق آمیز دوتا مادر در وصف پسراشون که بگذریم.)مامانش میگفته من روزی نیست نیام به عباس سر بزنم، دو وعده شده که کمتر نشده ..»
خواستم بگم جنگ از محاسباتی که توی تاریخ برآورد میشه‌ هم،به طور طاقت فرسایی دور تر از واقعیته!واقعا چی میتونسته بین این مادر و پسر باشه که مامانش روزی دو سه بار بعد از شش ماه هر روز میره دیدنش؟چی داره اون یه تیکه سنگ؟.#انگار‌ه‌ـ‌ها
01:54 - 19 July 2026

14 Reactions
203 Views


3 Replies

Profile picture of ‌هورِیشیوو‌
بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شودداغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمی‌شود ..

Profile picture of ‌هورِیشیوو‌
پ.ن^نمیدونم چرا این فلشهحس پریدن از روی دایو تو آب یخ داشت!(شما بخوانیداستعاره از مواجهه با واقعیت.+)