آرام و قرار نداشتاولین بار، زمانی که در میدان آزادی به سمت ماشین شهدا رفتم، دیدمش.چادر نماز گلگلیاش وسط چادر سیاهها، خیلی به چشمم آمد.وقتی به سمت من برگشت، مثل ابر بهار گریه میکرد...رفت سمت مادرشاو هم گریه میکرد...دفعه دومی که دیدمش،وقتی بود که عرض میدان را برای دیدار دوباره شهدا طی میکردم.این عکس مال آن زمان است.شاید ده دقیقهای گذشته بود،هنوز آرام نشده بود...مثل ابر بهار گریه میکرد...گریهای پاک،معصومانه،خالصانه، ودخترانه...چه میدانم،شاید او هم درد بیپدری را میچشید...😭😭😭😭😭😭#باید_برخاست#امام_شهید#بدرقه_آقای_شهید_ایران🇮🇷@ramesht_ir