شعر را با خون دل هم میتوان گاهی سرودباسکوتی نا بجا هم میتوان بر غم فزود زخم های زندگی با مرگ درمان می شود بعد هر روزی که مردم خواب مرگی تازه بود زندگی را من نفهمیدم نمی فهمم چرا دزد ما عمری زما دزدیده جان هم می ستود حال ما از قبل خود هر روز بدتر می شودصبح ما را مرغ ما را پشت هم شبها ربود
مدتی افتاده در من فکر مردن در سرم گر ندیدم من شما را دوستت دارم، درودرضا رجاء
19:53 - 14 April 2026