حسی که دارم وقتی می بینم همه دارن از شاهکاری که من ساختم [م.ب مخفف محدود بازنشر] استفاده میکنن:
529 KB
@Rominas5dاصلا خیلی هم خوب شد مرتیکه دوزاری اقیافه شم معتاد می خورد مغازشم سگ گاز زده بود اصلا در شان من نبود خوب شد که تموم شد 💔😭
@Rominas5dکثافت حیف اونهمه دردودلی که من با تو کردم حیف اون پنکه ای که اوردم وگرنه تو این تابستون اونجا می پختی بدبختتت
@Rominas5dولی میدونین راستش دروغ چرا من خودم می خواستم بگم حداقل دوهفته اخر تابستون رو نرم و به هر حال هم نزدیک مدرسه ها بود یعنی اگه امروز به من این پیامو نمی داد فردا خودم بهش می گفتم که می خوام برم ولی بازممم حققق ندااشششتتتت
@Rominas5dهعی اینم از اینوالا دیگه چه میشه کردمی سوزیم و می سازیم انشالله یچیز بهتر سر راهم قرار بگیره
@Rominas5dچقدرررر غرر زدمممم واو 😦
Replying toالخیر فی ما وقعالان که اتفاق افتاده دیگه غصشو نخورید حتما یه حکمت و مصلحتی داخلش بودهو از طرفی هم لیاقت طرف همون بچه فامیلش بودخلایق هر چه لایق
@ANIM715dReplying toخلایق هر چه لایق عزیزم،کسی که هنوز کار اون طرفو ندیده تو رو جواب میکنه دو روز دیگه مثل...پشیمون میشه از انتخابش، اونوقت تو دلت خنک میشه محلش نزارصاحب مغازه ی بی شعور🗿🚮🚮🚮🚮
@Rominas5dاوکی دوستان در مورد این...چون نمی خوام ادم نامردی باشم می گم این فرد خیلی لطف کرد که من رو اصلا راه داد به مغازه ش و بدون هیچ هزینه ای به من راه چاه یاد داد [هرچند من هم براش کار می کردم]ولی خب صرفا حق نداشت اینجوری منو بیرون بندازه 😪