دیشب خواب دیدم با حضرت اقا در حال کوه نوردی بودم و با من خیلی صمیمانه حرف میزد شبیه یک پدربزرگ مهربان و حتی گوشی خودم را در اوردم تا شماره یکی از اقوام را که مشتاق صدای اقا بودن که اقا با ایشان حرف بزنند ولی یکدفعه اقا سرعت راه رفتنش بیشتر از ما شد هرچه من سریع تر میرفتم انگاری از ما دور تر میشد😭