راستی این بازیه که میکردم نزدیک بود کار دستم بده یه روز بالا رو سقف بودم حوصلم سر رفته بود گفتم چیکار کنم چیکار نکنم دیدم یه جعبه نارنجک کنارمه من خیلی ریلکس گفتم خب یه دونه رو برمیدارم ضامنشو میکشم دوباره جا میزنم تا وقتی که دستم باشه مشکل نداره دیگه همین که ضامنو کشیدم دیدم دیگه جا نمیخوره
بعد نگاه کردم دیدم اون سیمی که به عنوان ضامن استفاده میشه اون کج شده یه ربع درگیر این بودم که اونو صاف کنم و بکنم داخل نارنجک که دوباره خنثی بشه دوباره کاری نداشته باشه از اون طرفم یه دونه نارنجک آماده ترکیدن تو دستم بود بعد یکی دو تا از بچهها اومده بودن بالا منو دیده بودن دیده بودن که نارنجک
تو دستمو ضامن نداره دویده بودن پایین دری که به پشت بوم راه داشت که من بالا بودمو قفل کرده بودن که من با اون نارنجک پا نشم پایین برم بعد تو یه موقعیتی گیر کرده بودم که داشتم از خنده میترکیدم ولی اگه میخندیدم نارنجک از دستم میافتاد میمردم از اون طرفم ضامن تو این یکی دستم بود توی سوراخش نمیرفت
آخر سر یه ربع درگیر این بودم که ضامنشو صاف کنم که آخر سرم تونستم صافش کنم ولی خب دیگه از فرداش نمیدونم چرا دیگه هیچ نارنجکی روی پشت بوم نبود فکر کنم ترسیده بودن نارنجک هارو برداشته بودن😂💔🚶🏻♂️
ولی هیچی اندازه بازی با نارنجک حال نمیده میخوام افراد اینجارو بترسونم نارنجک و باز میکنم میندازم سمتشون بعد اینا فرار میکنن😂🙂💔🚶🏻
14:27 - 9 November 2025