یادمه سال 401،تو اون فتنه ززآ، یک بچه مزلفی بود توی یکی از اپلیکشن های داخلی، این یاروبا پول باباش یه دفترچه شعری حاصل دود و توهماتش را منتشر کرده بود، مدیریت اون اپلیکیشن هم ذوق مرگ یک تیک آبی بهش دادن،این یارو یه پُست منتشر میکردبعد از یکساعت چندهزار لایک میخورد از طرف ادامه مطلب 👇
