«مخمصه خلیج‌ فارس؛ ترامپ میان دوراهی پذیرش شکستِ رسمی یا فرو رفتن در باتلاق جنگِ بی‌فرجام» تغییر پارادایم از «تنش‌زدایی» به «تحمیل اراده»در تحلیل‌های سنتی، مذاکره ابزاری برای رسیدن به «نقطه وسط» است؛ اما همان‌طور که در متن اشاره شده، ایران زمین بازی را تغییر داده است. ایران اکنون در مرحله «تحمیل اراده» قرار دارد. وقتی مطالبات به گونه‌ای طراحی شده که جای چانه‌زنی ندارد، یعنی ایران عملاً آمریکا را از یک «بازیگرِ مسلط» به یک «طرفِ مضطر» تبدیل کرده است که فقط دو راه دارد: پذیرش شکستِ آبرومندانه یا فرو رفتن در شکستِ پرهزینه. زمان؛ سلاحی برنده‌تر از موشکنکته طلایی یادداشت، مسئله «زمان» است. برای ترامپ که درگیرِ چرخه انتخابات و فشارهای اقتصادیِ ناشی از بحران انرژی است، هر روزِ اضافه در خلیج فارس، مثل یک «کنتورِ هزینه‌ساز» عمل می‌کند. ایران با درک این موضوع، از «صبر استراتژیک» به عنوان یک سلاح تهاجمی استفاده می‌کند. در واقع، «عجله نکردنِ ایران»، اعصابِ سیاسیِ واشینگتن را فرسوده می‌کند. تله‌ی نتانیاهو و فرسایش هژمونیمتن به درستی به نقش مخرب نتانیاهو اشاره کرده است. اما لایه‌ی تکمیلی این است که ترامپ در یک «تناقضِ درونی» گیر کرده است: او از یک سو شعار «اول آمریکا» و پایان جنگ‌های بی‌پایان را می‌دهد، و از سوی دیگر توسط لابی‌های صهیونیستی به سمت جنگی سوق داده می‌شود که پایانش نابودیِ همان دارایی‌هایی است که ترامپ به آن‌ها می‌بالد (ناوکرِیرها و پایگاه‌ها). این تناقض، اعتبارِ فرماندهی او را در داخل آمریکا به شدت مخدوش می‌کند.
گذار از قدرت سخت به قدرت معناییاین بخش از متن که می‌گوید «او همه چیز دارد اما خدا با او نیست»، در تحلیل سیاسی به معنای «فقدان مشروعیت و اراده» در جبهه مقابل است. سرباز آمریکایی نمی‌داند برای چه می‌جنگد، اما نیروی مقاومت بر اساس آرمان «اخراج اشغالگر» می‌جنگد. این نبردِ اراده‌هاست که نتیجه را در میدان رقم می‌زند، نه تعداد آواکس‌ها و بلک‌هاوک‌ها.. فرجامِ «شّرِ مطلق» برای ترامپتحلیل نهایی مبنی بر اینکه «ترامپ باید آمریکا را بی اعتبار کند»، همسو با نظریه «فروپاشی از درون» است. حضور دوباره ترامپ در این مخمصه، بیش از آنکه برای ایران تهدید باشد، برای ساختارِ هژمونیک آمریکا یک «تخریب‌گرِ داخلی» است. او با لجبازی و عدم پذیرش واقعیتِ جدیدِ منطقه (حاکمیت ایران بر تنگه هرمز)، در حالِ میخکوب کردنِ آخرین میخ‌ها بر تابوتِ حضورِ نظامیِ آمریکا در غرب آسیاست.این یادداشت نشان می‌دهد که ایران به یک «بلوغ راهبردی» رسیده است که در آن، مذاکره نه یک هدف، بلکه بخشی از یک «عملیات فریبِ بزرگ» برای فرسوده کردنِ حریف است. پیروزی در این مرحله، نه با شلیکِ نهایی، بلکه با ایستادگیِ مستمر و دلسرد کردنِ دشمن از امکانِ هرگونه بردِ دیپلماتیک یا نظامی به دست می‌آید.#هنگامه_نبرد
18:16 - 23 اردیبهشت 1405

2 Quote posts
1995 Views