تنم تابوت غمگینی که جانم رانمیفهمددلِ تنگم حصار استخوانم را نمیفهمدشبیه بغض نوزادی که ساعتهاست میگریدپر از حرفم کسی اما زبانم را نمیفهمدانارم دانه دانه دانه دانه دانه غم دارمکسی تا نشکنم راز نهانم را نمیفهمد
دلم تنگ است و میگریم،دلم تنگ است و میخندمکسی که نیست دیوانه جهانم را نمیفهمد چنان در آتش غم سوخته جانم که میدانمپس ازمرگم کسی نام و نشانم را نمیفهمد- حسین منزوی
19:54 - 27 October 2023