خیلیا به سلطه پیدا کردن بر جهان فکر می کنند، در یکی از اردو های فکری؛به حوزه رفتیم حاج اقا بیان کرد که بر تسلط پیدا کردن بر جهان ذیل رشته انسانی است، و از نظر بنده و خیلیا دیگه چیره شدن بر جهان به تنهایی نیست.و بعضی نکات نشان می دهد که سلطه بر جهان را نمی توان یک رشته و فرایند انسانی دانست.
فکر می کنم کرامشی که یک نظریه داره معروف است،سخن ای را گفته است:« حاکم تنها با زور و سلاح حکومت نمیکند، بلکه با «رضایت» پیروانش حکومت میکند. این رضایت از طریق فرهنگ، آموزش، رسانه و ارزشهای اخلاقی ایجاد میشود. در اینجا، سلطه یک ساختار ذهنی و انسانی است؛ یعنی کنترل بر نحوه فکر کردن مردم.تازه این
ساطه فرهنگیه، وتسلط های گوناگونی وجود داره بر هستی اما فکر می کنم تا حدودی می تونیم نتیجه گیری کنیم:
اگر صرفاً بر رشتههای انسانی تمرکز کنید، شاید بتوانید «فرهنگ» بسازید که جهان را جذب کند، اما بدون توانمندی تکنولوژیک و اقتصادی، نمیتوانید آن سلطه را حفظ یا اعمال کنید. و اگر صرفاً بر تکنولوژی تمرکز کنید، ممکن است قدرت مادی داشته باشید اما هرگز نتوانید آن را به «سلطه» تبدیل کنید، زیرا مردم
از روی ترس از شما پیروی میکنند، نه از روی پذیرش و باور.به نظر شما، در دنیای امروز، کدام یک نقش تعیینکنندهتری دارد: قدرتِ «ایده» (انسانی) یا قدرتِ «ماشین» (تکنولوژیک)؟
00:11 - 18 June 2026